الهیات بر ریاضیات غالب است

ریاضیات جنگ میگوید باید ابرقدرت ها بر همه حکومت کنند اما الهیات جنگ میگوید خداوند اجازه نمیدهد کافران برا مومنان حکومت کنند‌

به گزارش پایگاه خبری عصرمطالبه بهبهان: یاداشت مهدی مستوی سردبیر:

در هندسهٔ ظاهریِ جهان، همه‌چیز با عدد، نقشه و محاسبه سنجیده می‌شود؛ اما گاه در میانهٔ همین نظمِ سردِ انسانی، رخدادی پیش می‌آید که منطقِ محاسبات را درمی‌نوردد. آن‌گاه است که خاک و آب مبعوث میشود، باد چهره‌ای دیگر می‌گیرد و آسمان، بی‌صدا، رأیی تازه صادر می‌کند. چنین لحظه‌هایی برای نگاه عارفانه، صرفاً واقعهٔ تاریخی نیستند؛ بلکه تکرار می‌شوند و نشانه‌ای‌اند از حضوری پنهان و دستوری برتر که ورای همهٔ تدابیر انسانی، جریان دارد.

در تمدن عظیم ایران و جهان‌بینی یکی از شعرای عارف ما حافظ شیرین سخن، قدرت حقیقی نه در هیاهوی زر و زور، بلکه در ارادهٔ لطیف و نافذ الهی است که از پسِ پرده، همه چیز را می‌گرداند. فرعونیانِ هر عصر، با تکیه بر قدرت ظاهری، خود را شکست‌ناپذیر می‌پندارند؛ اما دلِ مؤمن می‌داند که «یدالله فوق ایدیهم» حقیقتی زنده است: دستی که بر همهٔ دست‌ها سایه دارد و تقدیر را از ورای ظاهر رقم می‌زند.

از این منظر، انسانِ حافظی در برابر تهدید، به هراس فرو نمی‌رود؛ بلکه به توکل پناه می‌برد. او می‌داند که هیچ واقعه‌ای بیرون از دایرهٔ مشیت الهی نیست و هر بن‌بست، می‌تواند آغازی برای گشایش باشد. پس شجاعت در این افق، به رنگ عرفان درمی‌آید: آرامشِ دل در برابر طغیانِ فرعون، و امید به دستی که بالاتر از همهٔ دست‌هاست.

سخن آخر:
ملت ایران در برابر فشارها و ناملایمات، بار دیگر نشان داده است که امید را نه به‌عنوان یک شعار، بلکه به‌مثابه یک راهبرد اجتماعی می‌فهمد؛ راهبردی برای تقویت سرمایه اجتماعی، کاهش فرسایش روانی و فعال‌سازی ظرفیت‌های فردی و جمعی. همان‌گونه که دانه‌ای کوچک در دل خاک، با صبر و مراقبت به درختی ثمربخش تبدیل می‌شود، جامعه نیز با همدلی، مشارکت و مسئولیت‌پذیری به سوی پویایی و بالندگی حرکت می‌کند.

ایران، سرزمین ریشه‌ها و رویش‌هاست؛ سرزمینی که بارها از دل بحران، جوانه زده و از دل رنج، راهی تازه به سوی پیشرفت گشوده است. امروز نیز اگر امید را پاس بداریم و هر یک سهم خود را در ساختن آینده ادا کنیم، بی‌تردید بار دیگر شاهد شکوفایی، آرامش و حرکت رو به جلو خواهیم بود.

ما را چه غم از قهرِ شب و خشمِ زمانه‌ست
تا دستِ تو، ای دوست، فوقِ هر دو ید ماست
فرعون‌صفت هر که علم کرد در این دَهر
آخر به نوایِ تو بفهمد که چه کس راست
یک موج اگر از بحرِ تو آید به تلاطم
صد تختِ ستم، غرقهٔ یک لحظهٔ دریاست
ما بندهٔ آن دستِ نهانیِ تو هستیم
کاین سایهٔ لطفِ توست کز افلاک، به دنیاست