آتش‌نشان؛ میان شعله و مسئولیت

آتش‌نشانی از آن دسته مشاغلی است که اهمیتش معمولاً در زمان نبودنش فهمیده می‌شود. تا زمانی که حادثه‌ای رخ نداده، کمتر کسی به این فکر می‌کند که پشت شماره‌ای که در لحظه بحران گرفته می‌شود، چه مجموعه‌ای از نیروی انسانی، آموزش، تجهیزات و آمادگی باید وجود داشته باشد تا چند دقیقه بعد، خودرویی از ایستگاه خارج شود و به محل حادثه برسد.این فاصله کوتاه میان تماس و حضور، در بسیاری از حوادث می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

به گزارش پایگاه خبری عصرمطالبه؛ آتش‌نشانی در شهر امروز، دیگر صرفاً سازمانی برای خاموش کردن حریق نیست. بخش مهمی از مأموریت این نیروها به عملیات نجات، حوادث رانندگی، حوادث ساختمانی، امدادرسانی در فضاهای دشوار، مقابله با حریق‌های صنعتی و در برخی مناطق، حضور در آتش‌سوزی‌های عرصه‌های طبیعی مربوط می‌شود. در نتیجه، آنچه شهروند از یک آتش‌نشان انتظار دارد، تنها توانایی کار با تجهیزات اطفای حریق نیست؛ مجموعه‌ای از مهارت‌های تخصصی، قدرت تصمیم‌گیری در شرایط فشار و توانایی کار گروهی است.به همین دلیل، آتش‌نشانی را باید یکی از اجزای زیرساخت ایمنی شهر دانست؛ زیرساختی که کیفیت آن در روزهای عادی چندان به چشم نمی‌آید، اما در زمان حادثه، ضعف یا قوتش به‌سرعت آشکار می‌شود.

بخش مهمی از کار آتش‌نشانی پیش از آنکه آتشی شکل بگیرد آغاز می‌شود. ایمنی ساختمان‌ها، مسیرهای دسترسی خودروهای امدادی، آموزش عمومی، شناسایی نقاط پرخطر، بررسی اماکن و آمادگی نیروها، همه بخشی از همان چرخه‌ای هستند که هدف نهایی آن کاهش خسارت است.

در یک شهر، فاصله چند دقیقه‌ای خودرو آتش‌نشانی با محل حادثه، فقط به سرعت راننده مربوط نیست. وضعیت معابر، ترافیک، پارک خودروها، عرض خیابان، دسترسی به ساختمان و حتی طراحی شهری می‌تواند بر زمان رسیدن نیروهای امدادی اثر بگذارد.

این موضوع برای شهری مانند بهبهان نیز قابل توجه است. توسعه شهر و تغییر شکل فعالیت‌های اقتصادی و ساختمانی، همزمان نیازمند توسعه متناسب زیرساخت‌های ایمنی است. هرچه شهر پیچیده‌تر می‌شود، مأموریت‌های آتش‌نشانی نیز پیچیده‌تر می‌شوند و در نتیجه، تجهیزات و آموزش نمی‌توانند تابع نیازهای سال‌های گذشته باقی بمانند.

نگاه حرفه‌ای به آتش‌نشانی از همین نقطه آغاز می‌شود: اینکه سازمان آتش‌نشانی نه در انتهای زنجیره مدیریت شهری، بلکه در بخشی از فرآیند برنامه‌ریزی و پیشگیری دیده شود.

ممکن است شهروند هیچ‌گاه متوجه نشود که یک مانور، یک بازدید ایمنی، یک آموزش یا یک اقدام پیشگیرانه چه حادثه‌ای را از میان برداشته است. اما همین بخش کمتر دیده‌شده، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مدیریت ایمنی است.

آتش‌نشانی بهبهان؛ مأموریت‌هایی فراتر از حریق شهری

آتش‌نشانان بهبهان نیز مانند دیگر نیروهای این حوزه، با مجموعه‌ای از مأموریت‌های متنوع مواجه‌اند؛ از حریق‌های شهری و حوادث ساختمانی تا عملیات امداد و نجات.اما موقعیت جغرافیایی شهرستان، یک وجه دیگر نیز به این مأموریت‌ها اضافه می‌کند: نزدیکی و ارتباط با عرصه‌های طبیعی و مناطق کوهستانی.

آتش در یک ساختمان و آتش در ارتفاعات، دو حادثه با ماهیت کاملاً متفاوت‌اند. در محیط شهری، خودروهای امدادی امکان دسترسی مستقیم‌تری دارند، تجهیزات را می‌توان سریع‌تر به محل منتقل کرد و ساختار محیط تا حدود زیادی قابل پیش‌بینی است. در کوهستان، ماجرا تغییر می‌کند. شیب، سنگلاخ بودن مسیر، پوشش گیاهی، تغییر جهت باد، گرمای هوا و محدودیت دسترسی، همه می‌توانند عملیات را دشوارتر کنند. در چنین شرایطی، تجربه محلی نیروها اهمیت زیادی پیدا می‌کند؛ اما تجربه به تنهایی کافی نیست. عملیات در مناطق طبیعی به تجهیزات متناسب، آموزش ویژه، ارتباط مستمر میان نیروهای حاضر در منطقه و فرماندهی هماهنگ نیاز دارد.

این همان جایی است که مرز میان «آتش‌نشانی» و «مدیریت بحران» کم‌رنگ می‌شود.

در یک حریق گسترده طبیعی، معمولاً یک سازمان به تنهایی قادر به مدیریت همه مراحل عملیات نیست. نیروهای محیط زیست، منابع طبیعی، آتش‌نشانی، هلال‌احمر، گروه‌های محلی و نیروهای داوطلب ممکن است همزمان درگیر عملیات شوند. نتیجه مطلوب زمانی حاصل می‌شود که نقش هر کدام از این مجموعه‌ها پیش از حادثه مشخص شده باشد.

بدیل؛ حادثه‌ای که نام یک شهروند را ماندگار کرد

 

IMG ۲۰۲۶۰۶۲۷ ۲۱۱۷۴۱ آتش‌نشان؛ میان شعله و مسئولیت

تابستان امسال، آتش در منطقه بدیل بهبهان تصویری تلخ از همین دشواری‌ها به جا گذاشت.آتش‌سوزی از محدوده تنگه بالنگستان آغاز شد و به دلیل شرایط اقلیمی، پوشش گیاهی و وزش باد، در مقطعی طول خط آتش به حدود ۹ کیلومتر رسید. عملیات مهار حریق در منطقه‌ای کوهستانی و صعب‌العبور انجام شد؛ منطقه‌ای که دسترسی به بخش‌هایی از آن دشوار است و همین مسئله عملیات اطفا را با پیچیدگی بیشتری مواجه می‌کند.

در جریان این حادثه، تقی چنگلوایی ، از نیروهای داوطلب و افتخاری آتش‌نشانی بهبهان و از دوستداران طبیعت، در عملیات مهار آتش حضور داشت و جان خود را از دست داد.این بخش از ماجرا، حادثه بدیل را از یک آتش‌سوزی در طبیعت به یک خاطره ماندگار برای بهبهان تبدیل کرد.چنگلوایی از جمله نیروهای مردمی آموزش‌دیده‌ای بود که در کنار نیروهای رسمی در عملیات‌های اطفای حریق مشارکت می‌کرد. بنا بر گزارش‌های منتشرشده، او در جریان حضور در ارتفاعات بدیل دچار حادثه شد و برای طبیعت جان خود را از دست داد.این نکته اهمیت دارد؛ زیرا در روایت عمومی از حوادث، گاهی نیروهای داوطلب تنها به عنوان «نیروهای مردمی» معرفی می‌شوند، در حالی که بخشی از آنان آموزش‌دیده و در چارچوب همکاری با مجموعه‌های امدادی در عملیات حضور پیدا می‌کنند.تقی چنگلوایی یکی از همین افراد بود.

داوطلبی؛ سرمایه‌ای که نیازمند سازماندهی است

حضور مردم محلی در مهار آتش‌سوزی‌های طبیعی، موضوع تازه‌ای نیست. ساکنان مناطق روستایی و کوهستانی معمولاً شناخت دقیق‌تری از مسیرها، چشمه‌ها، راه‌های دسترسی و ویژگی‌های منطقه دارند و همین شناخت می‌تواند در زمان حادثه بسیار ارزشمند باشد. اما مشارکت داوطلبانه نباید به معنای ورود افراد بدون آموزش و بدون تجهیزات به محدوده خطر باشد.تجربه بدیل نشان داد که فاصله میان «کمک‌رسانی» و «قرار گرفتن در معرض خطر» می‌تواند بسیار کوتاه باشد. در آتش‌سوزی‌های کوهستانی، تغییر ناگهانی جهت باد یا افزایش شدت شعله می‌تواند در چند دقیقه شرایط را تغییر دهد. بنابراین، اگر قرار است از ظرفیت نیروهای داوطلب استفاده شود، آموزش، تجهیزات حفاظت فردی، ارتباط رادیویی، نظام فرماندهی و تعیین محدوده مجاز فعالیت باید بخشی از این فرآیند باشد. به بیان دیگر، داوطلبی باید سازمان‌یافته باشد.

این مسئله درباره تقی چنگلوایی معنای ویژه‌ای پیدا می‌کند. یاد او تنها با ذکر نامش در مناسبت‌های سالانه زنده نمی‌ماند؛ بخشی از میراث او می‌تواند درسی باشد برای اینکه مشارکت مردمی در حوادث طبیعی، بیش از گذشته حرفه‌ای، آموزش‌محور و ایمن شود.

آتش‌نشانی، شغلی برای روزهای غیرعادی

تصویر رایج از آتش‌نشان، لحظه ورود به حادثه است؛ اما بخش بزرگی از این حرفه در روزهایی اتفاق می‌افتد که هیچ خبری از آتش نیست.

تمرین، آماده‌سازی خودروها، بررسی تجهیزات، آموزش، آماده‌باش و مرور سناریوهای مختلف، کارهایی هستند که در شرایط عادی انجام می‌شوند تا در شرایط غیرعادی، واکنش‌ها عادی و دقیق باشند.همین ویژگی، آتش‌نشانی را از بسیاری از مشاغل خدماتی متمایز می‌کند. آتش‌نشان باید برای حادثه‌ای آماده باشد که زمان وقوعش مشخص نیست و حتی نوع آن نیز قابل پیش‌بینی نیست.

ممکن است یک روز مأموریت، حریق یک واحد مسکونی باشد و روز دیگر حادثه‌ای در جاده یا عملیات نجات در یک فضای بسته. ممکن است حادثه در مرکز شهر رخ دهد یا در نقطه‌ای دورافتاده که دسترسی به آن دشوار است. از این منظر، آمادگی آتش‌نشانی یک وضعیت دائمی است، نه پروژه‌ای مقطعی.

پشت هر آتش‌نشان، یک خانواده قرار دارد

در روایت‌های مربوط به آتش‌نشانان، معمولاً خود حادثه دیده می‌شود و خانواده‌ها در حاشیه می‌مانند.اما شغلی که با خطر مستقیم همراه است، طبیعی است که خانواده را نیز تحت تأثیر قرار دهد. تماس‌های نیمه‌شب، آماده‌باش، خروج ناگهانی از خانه و نگرانی از اینکه مأموریت بعدی چه خواهد بود، بخشی از زندگی خانواده‌های آتش‌نشانان است.از این منظر، حمایت از آتش‌نشان فقط به فراهم کردن تجهیزات در محل کار محدود نمی‌شود. ثبات شغلی، آموزش مستمر، توجه به شرایط جسمی و روانی ناشی از کار پرخطر و حمایت از خانواده‌ها نیز بخشی از نگاه حرفه‌ای به این شغل است.این مسئله درباره نیروهای داوطلب نیز اهمیت دارد؛ افرادی که در کنار شغل و زندگی شخصی خود، در مواقع بحران بخشی از وقت و توانشان را در اختیار عملیات امدادی قرار می‌دهند.

تقی چنگلوایی، در همین چارچوب، نمونه‌ای از مشارکت داوطلبانه شهروندی است که در یکی از دشوارترین موقعیت‌های ممکن، یعنی حریق در ارتفاعات، به میدان رفت و بازنگشت.

روز آتش‌نشان، روز بازنگری در ایمنی شهر

هفتم مهر می‌تواند به مراسم تقدیر و تبریک محدود شود؛ اما معنای عمیق‌تر این مناسبت، بازنگری در وضعیت ایمنی شهر است.

برای بهبهان، این بازنگری می‌تواند از چند پرسش مشخص آغاز شود: وضعیت دسترسی خودروهای امدادی در نقاط مختلف شهر چگونه است؟ نیازهای تجهیزاتی آتش‌نشانی متناسب با نوع حوادث شهرستان تا چه اندازه تأمین شده است؟ برای آتش‌سوزی‌های عرصه‌های طبیعی چه سازوکار مشترکی میان دستگاه‌های مرتبط وجود دارد؟ نیروهای داوطلب چگونه آموزش می‌بینند و در زمان حادثه چگونه سازماندهی می‌شوند؟ و مهم‌تر از همه، تجربه حوادث گذشته چگونه به برنامه عملیاتی آینده تبدیل می‌شود؟

این پرسش‌ها الزاماً نشانه وجود ضعف نیستند؛ نشانه بلوغ یک نظام ایمنی‌اند. سازمانی که با مرور هر حادثه، نقاط قوت و ضعف خود را بررسی می‌کند، در واقع بخشی از ظرفیت پیشگیری خود را افزایش می‌دهد.حادثه زمانی به تجربه تبدیل می‌شود که چیزی از آن برای آینده باقی بماند.

روز آتش‌نشان فرصت مناسبی است برای اینکه به جای ساختن تصویری اسطوره‌ای از این حرفه، واقعیت آن را بهتر ببینیم: آتش‌نشان یک انسان متخصص است که در معرض خطر قرار می‌گیرد و برای انجام درست وظیفه‌اش به آموزش، تجهیزات و پشتیبانی نیاز دارد.

تجلیل از او نیز زمانی معنا پیدا می‌کند که این نیازها جدی گرفته شوند.

برای بهبهان، هفتم مهر امسال می‌تواند یادآور دو موضوع همزمان باشد؛ نخست، ارزش و اهمیت نیروهایی که هر روز در ایستگاه‌های آتش‌نشانی آماده خدمت هستند و دوم، مسئولیتی که شهر در قبال ایمنی آنها و ایمنی شهروندان دارد.

 

انتهای خبر/