به گزارش پایگاه خبری عصر مطالبه بهبهان، عباس علیآبادی، وزیر نیرو، کمتر از چند مدت پیش با استناد به شرایط ویژه جنگی و دمای بیسابقه، از معافیت خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان از خاموشیها خبر داد و حتی از مردم سایر نقاط کشور خواست تا با صرفهجویی، این هدیه را به هموطنان جنوبی تقدیم کنند.
از «هدیه ملی» تا «برنامه خاموشی»؛ نقض عهدی که برملا شد
اما حالا شرکت توزیع برق خوزستان، برنامه دقیق قطعی های نوبتی را از 10 صبح تا 24 اعلام کرده است؛ اقدامی که بدون کوچکترین هشداری درباره عقبنشینی از وعده وزیر صورت گرفته و نشان میدهد که این وعدهها بدون پشتوانه عملیاتی صادر شدند.
گرمای 50 درجه و خاموشیِ ساعات اوج؛ زندگی در محاصره مرگ خاموش
نکته غمانگیزتر، نه فقط نقض عهد، بلکه بُعد فاجعهبار اجتماعی این خاموشیها در گرمای کشنده خوزستان است. قطع برق در ساعات اوج بار (12 تا 18) که دمای هوا به بالاترین حد خود میرسد، به معنای توقف سیستمهای سرمایشی در منازلی است که بسیاری از آنها هیچ راه جایگزینی برای خنککردن محیط ندارند.
یکی از شهروندان بهبهان، از «غیرقابل تحملبودن» قطعی برق حتی برای لحظاتی در این دما سخن گفته است. وقتی سخن از نوزادان، کودکان، سالمندان و بیماران در میان است، قطع برق با برنامههای نوبتی که بهسختی قابل پیگیری است، نه یک مسئله فنی، بلکه یک بحران انسانی است که میتواند به فجایع جبرانناپذیری در سلامت عمومی منجر شود.
یک معلم نیز در گفت و گو با خبرنگار ما بیان کرد: در شرایطی که کاهش محسوس تولید برق آبی ناشی از کمآبی سدها، یک بحران پیشبینیشده بود، چرا وزارت نیرو راهکارهای جایگزین، از جمله توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر یا مدیریت پویای مصرف را در دستور کار فوری قرار نداد؟
یکی از کسبه بازار میدان جوانمردی با اشاره به شرایط نابسمان اقتصادی و فشار صاحبان املاک برای افزایش اجاره بها میگوید: متاسفانه در بعضی روزها قادر به هزینه جاری محل کسب نیستیم زیرا در اوقات اوج خرید و رفت آمد مردم، از ساعت ۱۸ تا ۲۰ ناگهان برق قطع میشود.
پاسخ در سکوت مسئولان و اتکای صرف به درخواستهای شعاری برای صرفهجویی نهفته است؛ صرفهجوییای که حالا مردم خوزستان بهای سنگین آن را با قطعی برق در گرمای طاقتفرسا میپردازند.
صنایع پرمصرف در پناه برق، کشاورز و خانواده در تاریکیِ سوزان
مردم عادی، ناچار به تعویض مکرر وسایل برقی خود هستند؛ هزینهای که نه سازمان حمایت از مصرفکنندگان و نه وزارت نیرو، کوچکترین تعهدی برای جبران آن ندارند. این بیمسئولیتی در قبال خسارتهای اقتصادی، در کنار بیتوجهی به ابعاد انسانی، تصویر یک نهاد را ترسیم میکند که به جای مدیریت بحران، به مدیریت شعار بسنده کرده است.
دولت و وزارت نیرو، به جای وعدههای خالی از واقعیت، باید پاسخگوی سوالات اساسی باشند: چرا برنامه توسعه نیروگاههای خورشیدی به سرعت پیش نمیرود؟ چرا مدیریت مصرف به جای تمرکز بر مشترکان خانگی، به سمت صنایع پرمصرف سوق داده نشده است؟ و مهمتر از همه، چرا مردم خوزستان که سهم بزرگی در تولید انرژی کشور دارند، باید در گرمای کشنده، قربانی ناترازیهایی شوند که ریشه در بیبرنامگی سالهای گذشته دارد؟
گزارش از: مهدی مستوی
انتهای پیام/